ساده بگیرید

از پیچیدگی و پریشانی بپرهیزید و از افرادی که ذهن مغشوش دارند دوری کنید

انتقال مؤثر یک پیام مهم‌‌ترین کار است. پیام خود را به اصول اولیه آن تقلیل دهید.

در دنیای پیچیده ما، سادگی مقوله بسیار مهمی است. وقتی که چیزهای زیادی در رقابت هستند که توجه افراد را به خود جلب کنند، هرچه بتوانید چیزی را به اصول اولیه آن نزدیک کنید، بهتر است. سادگی دلیل آن است که شعار‌ها در دنیای امروز بسیار مهم هستند.

ساده بگیرید

از پیچیدگی و پریشانی بپرهیزید و از افرادی که ذهن مغشوش دارند دوری کنید

انتقال مؤثر یک پیام مهم‌‌ترین کار است. پیام خود را به اصول اولیه آن تقلیل دهید.

در دنیای پیچیده ما، سادگی مقوله بسیار مهمی است. وقتی که چیزهای زیادی در رقابت هستند که توجه افراد را به خود جلب کنند، هرچه بتوانید چیزی را به اصول اولیه آن نزدیک کنید، بهتر است. سادگی دلیل آن است که شعار‌ها در دنیای امروز بسیار مهم هستند.

هنر ارائه موفق

هنر ارائه موفق

هنر ارائه راضی کردن مخاطبان مشکل پسند به کمک روایتی جذاب و داستانی است.

تحریریه سایت دهکده

مقدمه 2

۱ – توجه به سود مخاطب_ 2

هنر ارائه موفق

هنر ارائه موفق

هنر ارائه راضی کردن مخاطبان مشکل پسند به کمک روایتی جذاب و داستانی است.

تحریریه سایت دهکده

مقدمه 2

۱ – توجه به سود مخاطب_ 2

رئیس خود را مدیریت کنید

چگونه می‌توانید با رئیس‌تان هماهنگ شوید؟

باید قدرت و اختیار رئیس‌تان را بپذیرید، اما هر دوی شما باید مسئولیت‌های خود را در قبال دیگری بدانید و درک کنید چه هدف مشترکی دارید.

همه ما می‌خواهیم برای کسی کار کنیم که قابل اعتماد و قابل احترام باشد و همیشه از ما پشتیبانی کند. اما حتی بهترین رئیس‌ها نیز نقاط ضعفی دارند. ممکن است تجربه کمی داشته باشند یا نتوانند چند خواسته شما را هم‌زمان برآورده کنند.

ممکن است گاهی نتوانیم رئیس خود را درک کنیم، یا به نظر برسد خواسته‌های بیش از حدی از ما دارد، یا وقتی به او نیاز داریم حاضر نباشد. یا شاید به‌طور کلی نتوانیم با او کنار بیاییم.

اما ساختن روابط خوب با رئیس‌تان

رئیس خود را مدیریت کنید

چگونه می‌توانید با رئیس‌تان هماهنگ شوید؟

باید قدرت و اختیار رئیس‌تان را بپذیرید، اما هر دوی شما باید مسئولیت‌های خود را در قبال دیگری بدانید و درک کنید چه هدف مشترکی دارید.

همه ما می‌خواهیم برای کسی کار کنیم که قابل اعتماد و قابل احترام باشد و همیشه از ما پشتیبانی کند. اما حتی بهترین رئیس‌ها نیز نقاط ضعفی دارند. ممکن است تجربه کمی داشته باشند یا نتوانند چند خواسته شما را هم‌زمان برآورده کنند.

ممکن است گاهی نتوانیم رئیس خود را درک کنیم، یا به نظر برسد خواسته‌های بیش از حدی از ما دارد، یا وقتی به او نیاز داریم حاضر نباشد. یا شاید به‌طور کلی نتوانیم با او کنار بیاییم.

اما ساختن روابط خوب با رئیس‌تان کلید موفقیت در زندگی شغلی و پیشرفت و موفقیت تیم شماست. پس چه کار می‌توانید بکنید تا فاصله آنچه اکنون هستید و آن چیزی را که می‌خواهید باشید پر کرده و روابط ایده‌آلی با رئیس‌تان برقرار کنید؟

 در این مقاله ما چندین مرحله را مورد بحث قرار می‌دهیم که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید تا روابط‌ با رئیس‌تان را پربارتر کنید و با وی اتحادی تشکیل دهید که به هر دوی شما سود برساند.

چگونه رئیس‌تان را مدیریت کنید؟

احتمالاً رئیس شما روابط کاری بسیاری دارد که باید آنها را مدیریت کند و رابطه وی با شما احتمالاً مهم‌ترین این روابط نیست. اما از نقطه نظر شما، باید رابطه با رئیس‌تان جز مهم‌ترین روابط‌تان باشد. البته شما واقعاً نمی‌توانید رئیس‌تان را آن‌طور که در معنای مرسوم این واژه هست مدیریت کنید.

چه دوست داشته باشید، چه نداشته باشید، او شما نسبت به شما ارشد محسوب می‌شود و شما باید به او پاسخگو باشید، حتی زمانی که احساس می‌کنید دارد زیاده‌روی می‌کند یا زمانی که از او دلگیر هستید زیرا وی ناعادلانه کس دیگری را به جای شما ترفیع داده است.

وقتی این حقیقت را بپذیرید، کم‌کم می‌توانید شروع کنید و مسئولیت ساختن رابطه کاری مطلوبی با رئیس‌تان را بر عهده بگیرید که سود دوجانبه داشته باشد. همچنین لازم است تفاوت‌های شخصی را کنار بگذارید تا به سود بزرگ‌تری برسید و لازم است خلاقیت و هوش عاطفی خود را به کار بگیرید. اینها دو ویژگی اصلی هستند که شرکت‌ها از کارکنان برتر خود انتظار دارند.

در بهترین شرایط، رابطه شما با رئیس‌تان بر پایه احترام، اعتماد، همکاری و ارتباط مؤثر پایه‌گذاری خواهد شد، اما وقتی امور آن‌طور که باید خوب پیش نمی‌روند، مفید است که بدانید چه کاری می‌توانید انجام دهید تا موقعیت را بهبود ببخشید و در عوض، چه انتظارات به‌جایی می‌توانید داشته باشید.

پنج استراتژی زیر را مد نظر قرار دهید:

  1. سبک مدیریتی رئیس خود را بشناسید

رئیس‌های مختلف، سبک‌های رهبری مختلفی دارد و سبک رهبری آنها ممکن است بر اساس موقعیت و افرادی که با آنها مواجه می‌شوند، فرق کند. سبک مدیریتی رئیس خود را مورد بررسی قرار دهید و سپس در این باره بیندیشید که خودتان دوست دارید به چه سبکی مدیریت شوید.

سعی کنید نقطه مشترکی بین این دو پیدا کنید و به این فکر کنید که چگونه می‌توانید از آن نقطه مشترک، شروع به ساختن روابط ایده‌آل خود بکنید. سپس حوزه‌هایی را شناسایی کنید که موجب اصطکاک و اختلال در عملکرد شما می‌شوند و تلاش کنید به آنها نیز بپردازید.

انتظارات خاص رئیس‌تان از شما چه هستند، مثلاً از نظر کارایی و رفتار؟ آیا او دوست دارد در همه زمان‌ها بداند شما چه کار می‌کنید، یا رویکرد وی بیشتر این است که بگذارد شما خودتان کارتان را انجام دهید؟ آیا او خلاقیت را در شما تشویق می‌کند، یا ترجیح می‌دهد کارها را بر اساس قواعد خاص و رسمی انجام دهید؟

همچنین به سبک رئیس‌تان در برقراری ارتباط نیز دقیقاً توجه کنید. آیا او تنها به حقایق علاقه‌مند است، یا هنگام تصمیم‌گیری به نظر‌ها، باورها و ایده‌های دیگران نیز توجه می‌کند؟ آیا او ایمیل را ترجیح می‌دهد یا گفتگوی رودررو را؟ اگر ایمیل و پیام نوشتن را ترجیح می‌دهد، لازم است سعی کنید مهارت‌های نوشتن خود را تقویت کنید.

علاوه بر بررسی رئیس‌تان، باید ویژگی‌هایی را شناسایی کنید که وی در اعضای تیمی که تحت مدیریت و مورد تشویق او هستند می‌پسندد. سپس سعی کنید آن ویژگی‌ها را در خودتان تقویت کنید.

نکته

فرهنگ سازمانی در کشورها و سازمان‌های مختلف، ممکن است بسیار متفاوت باشد. این باعث می‌شود برقراری ارتباط دشوارتر شده یا بین انتظارات شما و رئیس‌تان ناسازگاری ایجاد شود، به‌ویژه اگر شما خارج از کشور خود کار می‌کنید یا می‌خواهید به یک سازمان جدید بپیوندید.

  1. ارزش خود را نشان دهید

نشان دادن ارزش‌تان به رئیس به این معنی نیست که تکبر کنید یا سنگ خود را به سینه بزنید. در واقع این کار به این معناست که شما اهداف مشترک را به اشتراک می‌گذارید و علاقه‌مند هستید که به‌طور مشترک کار کنید و مسیری انتخاب کنید تا به اهداف مشترک برسید. این کار باعث می‌شود اعتماد ایجاد کنید و با رئیس‌تان به توافق برسید.

برای نمونه، رئیس شما برای این که کارش را درست انجام دهد، نیازمند اطلاعات قابل اعتماد است. پس همیشه وی را در جریان اطلاعات قرار بدهید و اگر مشکلی پیش آمد یا اگر توانستید کاری را در موعد مقرر به سرانجام برسانید، آن را مخفی نکنید. به‌جای این کار، صادق باشید و به اندازه کافی به او فرصت بدهید تا به این نتیجه برسد که چگونه باید پاسخ دهد.

اگر شرایط مناسب بود، می‌توانید بر مبنای تجربه خود پیشنهادی برای حل مشکل بدهید. اگر کار خاص و دشواری به شما سپرده شده است، خلاقانه بیندیشید تا بتوانید مسئله را حل کنید. اگر نمی‌توانید آن کار را به تنهایی انجام دهید، وقتی می‌خواهید پیش رئیس‌تان بروید و از او کمک بخواهید، سعی کنید حتماً پیشنهادی داشته باشید و آن را مطرح کنید. در مورد منابعی که به آنها نیاز دارید تحقیق کنید و آماده باشید آنها را از رئیس‌تان بخواهید.

  1. شهرت و اعتبار رئیس خود را تقویت کنید

وقتی شما خوب به نظر برسید، رئیس‌تان نیز خوب به نظر خواهد رسید و برعکس، و این به همه کس سود می‌رساند. همیشه اهداف تیمی خود را در نظر بگیرید و به یاد داشته باشید که آنها احتمالاً با اهداف شخصی رئیس‌تان همسو هستند. پس کمک کردن به او برای رسیدن به این اهداف، در واقع کمک به او برای پیشرفت در مسیر شغلی‌اش و همچنین کمک به خودتان برای پیشرفت در مسیر شغلی‌تان است.

نکته مهم در این مسئله این است که به هیچ وجه سعی نکنید رئیس خود را بد جلوه دهید و هرگز رفتاری نکنید که معنایش این باشد که لازم است او به‌ناحق طرف شما را بگیرد. زیرا رئیس شما باید به رئیس خودش پاسخگو باشد و آن شخص سوم احتمالاً از رئیس شما خواهد پرسید که چرا نمی‌تواند تیمش را کنترل کند.

همچنین می‌توانید به رئیس خود کمک کنید نقاط ضعف خود را برطرف کند یا اشتباهات او را اصلاح کنید. مثلاً‌ اگر در یک جلسه تیمی، رئیس‌تان بر اوضاع و شرایط موجود مسلط نیست و فراموش می‌کند که فردی را مسئول برخی اقدامات اساسی قرار دارد، می‌توانید بپرسید چه کسی باید این کار را انجام دهد. پرسش خود را طوری مطرح کنید که نشان‌دهنده روحیه همکاری و پشتیبانی شما باشد، نه این که به نظر برسد در حال انتقاد کردن هستید.

از نقد کردن رئیس‌تان جلوی بقیه همکاران در محل کار اجتناب کنید، حتی در جمع‌های خصوصی. این کار به شهرت و اعتبار شما لطمه می‌زند و ممکن است در نهایت حرف شما به گوش رئیس برسد که باعث می‌شود باورش را به شما از دست بدهد.

نکته

ممکن است زمان‌هایی فرا برسند که شما می‌دانید رئیس‌تان اشتباهی مرتکب شده است یا تصمیم بدی گرفته است. در این مواقع از قوه داوری خود استفاده کنید تا بتوانید راهی پیدا کنید که توجه او به این نکته جلب شود. وقتی این کار را انجام می‌دهید، با احترام، تدبیر و درایت جلو بروید.

  1. خواسته خود را مطرح کنید

همان‌گونه که باید از رئیس‌تان پشتیبانی کنید، رئیس‌تان نیز باید منبع قابل اعتمادی برای شما باشد. باید بتوانید برای گرفتن نصیحت، برای پشتیبانی و پیشرفت شغلی بر او تکیه کنید. حتی در این شرایط نیز کمک خواستن می‌تواند کار دشواری باشد.

بسیاری از افراد احساس می‌کنند که کمک خواستن نشانه ضعف است. در واقع برعکس است. اگر شما در محل کار درگیری خاصی داشته باشید، یک رئیس خوب تلاشی را که شما برای حل مشکل می‌کنید، مورد احترام و قدردانی قرار می‌دهد، پیش از آنکه بر عملکرد شما یا عملکرد تیم تأثیر منفی بگذارد.

وقتی برای درخواست کمک به سراغ رئیس‌تان می‌روید، باید بتوانید مشکل را به‌روشنی مطرح کنید. باید توضیح بدهید که تاکنون چه کارهایی برای حل مشکل انجام داده‌اید و تا جایی که می‌توانید در مورد کمکی که نیاز دارید، دقیق صحبت کنید. همچنین وقتی از رئیس‌تان می‌خواهید که به شما آموزش بدهد یا شما را رهبری و کوچینگ کند یا سایر درخواست‌های مربوط به پیشرفت و توسعه شغلی، در مورد چیزی که از او می‌خواهید به‌روشنی صحبت کنید. یک نمونه معتبر ارائه کنید برای اینکه چگونه این درخواست شما می‌تواند به شما به‌عنوان یک فرد و همچنین به کل تیم سود برساند.

قاطع باشید و منفعل نباشید. در این صورت به احتمال زیاد احترام رئیس خود را جلب خواهید کرد و موفق خواهید شد، به‌جای اینکه فقط منتظر بمانید و امیدوار باشید تا تغییر مفیدی اتفاق بیفتد.

همچنین باید کاری کنید که رئیس‌تان بداند شما ترجیح می‌دهید چگونه مدیریت شوید. بهتر است در این مورد در جلسات حضوری صحبت کنید. کاری کنید که رئیس‌تان با سبک مورد پسند شما برای برقراری ارتباط آشنا شود و بداند شما دوست دارید چقدر استقلال داشته باشیم و در چه جنبه‌هایی از شغل‌تان نیازمند راهنمایی‌های بیشتر هستید.

یک رئیس مؤثر و کارآمد این انتظارات شما را تشخیص خواهد داد. زیرا با تشخیص آنها کار خودش ساده‌تر خواهد شد.

  1. با رفتارهای بد مقابله کنید

رفتار‌های بسیار زیادی وجود دارند که می‌توانند رابطه شما را با رئیس‌تان دشوار کنند. بعضی رئیس‌ها واقعاً چندان مناسب شغلی که دارند نیستند. مثلاً ممکن است آنها به دلیل دانش فنی‌شان ترفیع گرفته باشند، اما مهارت‌های نرم، تیم‌سازی و مذاکره در آنها ضعیف باشد.

اگر رئیس شما بی‌مسئولیت است یا اغلب حضوری بسیار کمرنگ دارد، ممکن است به این دلیل باشد که اعتماد به نفس کمی برای مدیریت تیم دارد. بهترین راه برای بهبود روابط خود در چنین موقعیت‌هایی، احتمالاً همدلی کردن با رئیس‌تان و درک فشاری است که تحمل می‌کند و سعی برای اینکه از او حمایت و پشتیبانی کنید.

اما بعضی رفتارهای نادرست اصلاح‌شان دشوارتر است. شاید لازم باشد به رئیسی که بیش از حد از شما انتظار دارد یا مدیریت خرد را در پیش گرفته است، اعتراض کنید و توضیح بدهید که چگونه رفتار او باعث آسیب رساندن به تیم می‌شود.

همچنین است در مورد رئیس‌هایی که بیش از حد هیجان زده هستند و رئیس‌هایی که وقتی حجم کاری شما به حداکثر میزان آن رسیده است، نمی‌توانید آنها را مجاب کنید که به شما کمک کنند. در چنین شرایطی سعی کنید از مقابله کردن خودداری کنید و به‌جای این کار، با وی در شرایطی عادلانه گفتگویی صادقانه و صریح انجام دهید. تا جایی که می‌توانید سعی کنید در چنین موقعیتی بی‌طرف باشید.

از پیش خودتان را برای این گفتگو آماده کنید، بر یک موضوع خاص تمرکز کنید و سعی کنید بحث را شخصی نکنید. ممکن است رئیس شما تعجب کند وقتی که بشنود رفتارهای او چه تأثیری بر شما دارند. اگر چنین است، راه حل پیشنهاد کنید. مثلاً می‌توانید به یک مدیر که از سبک مدیریت خرد استفاده می‌کند، پیشنهاد کنید که کارهای خاصی را به شما محول کند و شما درعوض به‌طور مرتب به او گزارش بدهید.

هشدار

اگر رفتار بد رئیس از حد گذشت و تبدیل به زورگویی یا رفتارهای غیرقابل پذیرش دیگر شد، لازم است از خودتان مراقبت کنید. نسخه‌ای کتبی از تمام گفتگوهایی که با رئیس‌تان داشته‌اید تهیه کنید و آماده باشید که مشکل را به بخش منابع انسانی ارجاع دهید.

بیشتر سازمان‌ها فرایند شکایت رسمی دارند. پس سعی کنید این فرایند را در سازمان خود بشناسید. ممکن است از شما بخواهند برای شکایت خود، مدارک کافی ارائه کنید.

نکات کلیدی

روابط شما با رئیس‌تان باید خوشایند، سازنده و مبتنی بر سود دوجانبه باشد. شما قدرت و اختیار رئیس‌تان را می‌پذیرید، اما هر دوی شما مسئولیت‌های خود را در قبال دیگری می‌دانید و درک می‌کنید چه هدف مشترکی دارید. برای رسیدن به این درک مشترک، می‌توانید از پنج استراتژی زیر استفاده کنید:

  1. سبک مدیریتی رئیس‌تان را بشناسید
  2. ارزش خود را نشان دهید
  3. اعتبار رئیس‌تان را بالا ببرید
  4. خواسته خود را مطرح کنید
  5. با رفتاری بد رئیس‌تان مقابله کنید

برگرفته از MindTools


با توجه به رویکردهای نوین در جهان امروز و افزایش رقابت در صنایع مختلف، زمان آن رسیده که از نیروی انسانی تعریف دیگری داشته باشیم و می‌توان، از دیگر عوامل سازمانی همچون سرمایه و غیره، اولویت بالاتری دارد بلکه خود تعیین کننده اثر گذاری و چگونگی بهره برداری از عوامل مذکور می‌باشد.

We use cookies to improve our website. Cookies used for the essential operation of this site have already been set. For more information visit our Cookie policy. I accept cookies from this site. Agree