مهارت های مهم مذاکره برای موفقیت در محل کار

20 ارديبهشت 1401

مهارت های مذاکره چیست و چرا برای کارفرمایان مهم است؟

در یک زمینه کاری، مذاکره به عنوان فرآیند جعل توافق بین دو یا چند طرف - کارمندان، کارفرمایان، همکاران، طرف‌های خارجی یا ترکیبی از اینها - تعریف می‌شود که دو طرف قابل قبول است. مذاکره در محل کار همچنین می تواند شامل رسیدگی به شکایات، حل و فصل اختلافات، و حل و فصل نارضایتی ها و درگیری ها باشد.

مذاکرات معمولاً شامل برخی از دادن و گرفتن یا سازش بین طرفین است. با این حال، توافقات مورد مذاکره لزوماً شامل ملاقات هر دو طرف در وسط نیست، زیرا ممکن است یک طرف اهرم بیشتری نسبت به طرف دیگر داشته باشد.

مذاکرات ممکن است منجر به توافقات (یا قراردادهای) رسمی شود یا ممکن است درک کمتر رسمی (مانند توافق شفاهی) از نحوه رفع مشکل یا تعیین مسیر اقدام به دست دهد.

مشاغلی که به مهارت های مذاکره نیاز دارند
مشاغل مختلفی وجود دارند که در آنها مهارت های مذاکره ارزش گذاری می شود، از جمله فروش، مدیریت، بازاریابی، خدمات مشتری، املاک و حقوق.

1 همه این مشاغل شامل تعاملات ارتباطی یا تجاری ثابتی هستند که به مهارت های مذاکره قوی نیاز دارند. با این حال، صرف نظر از شغل، توانایی مذاکره برای یک راه حل اغلب پیش بینی کننده موفقیت در محل کار است.

آنچه کارفرمایان به دنبال آن هستند
هنگامی که با یک کارفرمای بالقوه مصاحبه می کنید، آماده باشید که نمونه هایی از مهارت های مذاکره خود را در صورتی که برای شغلی که در نظر گرفته شده اید مورد نیاز است، به اشتراک بگذارید. این امر به ویژه در صورتی مهم است که "مهارت های مذاکره و میانجیگری قوی" موردی باشد که به طور خاص در بخش الزامات آگهی شغلی فهرست شده است.

برای ارائه مثال های دقیق از چند موقعیت مختلف که در گذشته با موفقیت مذاکره کرده اید، آماده شوید. در صورت امکان، انواع مختلفی از روابط کاری و چالش هایی را که با آن روبرو بوده اید برجسته کنید (مانند مذاکره با یک همکار، با یک کارفرما و غیره).

هنگامی که نمونه هایی از نحوه استفاده مؤثر از مهارت های مذاکره در گذشته را توضیح می دهید، با پاسخ به سؤالات زیر توضیح دهید که چگونه به چهار مرحله رایج در مذاکره در محل کار پایبند بوده اید:

برنامه ریزی و آماده سازی: چگونه داده ها را جمع آوری کرده اید تا پرونده خود را برای یک مذاکره موفق بسازید؟ اهداف خود و سایر طرف های درگیر را چگونه تعریف کردید؟

بحث آغازین: چگونه رابطه ایجاد کردید و لحن مثبتی برای مذاکره ایجاد کردید؟

مرحله چانه زنی: استدلال خود را چگونه مطرح کردید و به اعتراضات یا درخواست امتیازات پاسخ دادید؟

مرحله پایانی: شما و سایر طرفین چگونه قرارداد خود را امضا کردید؟ به کدام یک از اهداف خود دست یافتید؟ چه امتیازاتی دادید؟

در زیر چند نمونه از عرصه های مذاکره رایج در محل کار آورده شده است.

مذاکرات کارمند با کارفرما
در طول حرفه خود، باید گهگاه با کارفرما یا سرپرست خود مذاکره کنید. حتی اگر از شغل خود راضی هستید، در برخی مواقع متوجه خواهید شد که مستحق افزایش حقوق هستید، نیاز به تغییر روند کاری دارید، یا می خواهید از مرخصی اضافی یا مرخصی استعلاجی استفاده کنید. مذاکرات معمولی کارمند با کارفرما عبارتند از:

مذاکره در مورد پیشنهاد حقوق پس از انتخاب شدن برای شغل جدید
مذاکره در مورد مرخصی یا زمان تعطیلات
مذاکره در مورد شرایط جدایی با کارفرما
مذاکره برای یک برنامه کاری انعطاف پذیرتر

مهارت های مذاکره مرتبط:

به خطر افتادن
خلاقیت
تعیین مزایای اتخاذ یک موقعیت یا مسیر عمل
انعطاف پذیری
جعل اعتماد
صداقت
مهارت های بین فردی
ارائه غرامت برای امتیازات
متقاعد کننده
ارائه
تدبیر
ارتباط کلامی


مذاکرات کارمند به کارمند
چه شغل شما نیاز به کار گروهی داشته باشد یا در یک موقعیت مدیریتی باشید، باید بتوانید با همسالان، زیردستان، سرپرستان و همکاران خود ارتباط برقرار کنید. در اینجا چند نمونه از مذاکرات کارمند با کارمند آورده شده است:

نقش های مذاکره و حجم کار در یک تیم پروژه
مذاکره در مورد ضرب الاجل پروژه با رئیس خود
رفع تعارضات بین فردی


مهارت های مذاکره مرتبط:

گوش دادن فعال
رفع سوء تفاهم ها
درخواست از دیگران برای پیشنهاد راه حل
اجتناب از اولتیماتوم و زبان تحریک آمیز
گزینه های طوفان فکری
ایجاد ارتباط
تصمیم گیری
جلب اجماع
یکدلی
تسهیل بحث گروهی
شناسایی مناطق اختلاف نظر
حل مسئله
رد دیدگاه های مخالف با متانت
راهبردی کردن
خلاصه کردن زمینه های توافق


مذاکرات کارمند با شخص ثالث
بسته به شغلتان، ممکن است از شما خواسته شود که به طور سازنده با افراد خارج از شرکت یا شرکت خود مذاکره کنید. اگر فروشنده هستید، این ممکن است شامل مذاکره قراردادها با مشتریان باشد. اگر مسئولیت خرید دارید، باید منبع و با فروشندگان برای قراردادهای تامین صرفه جویی در هزینه مذاکره کنید.

برگرفته از The Balance
منرجم امین عبداللهی


با توجه به رویکردهای نوین در جهان امروز و افزایش رقابت در صنایع مختلف، زمان آن رسیده که از نیروی انسانی تعریف دیگری داشته باشیم و می‌توان، از دیگر عوامل سازمانی همچون سرمایه و غیره، اولویت بالاتری دارد بلکه خود تعیین کننده اثر گذاری و چگونگی بهره برداری از عوامل مذکور می‌باشد.

We use cookies to improve our website. Cookies used for the essential operation of this site have already been set. For more information visit our Cookie policy. I accept cookies from this site. Agree